| رسول احدی مدیر فیلمبرداری سینمای ایران و فیلمبردار «مزرعه پدری» درگذشت | |
![]() |
|
|
به نقل از(www.mojtabagaf.tk) سینماتوگراف ومنبع خبر : فارس | |
| «مشکل از بدنه مردم نیست، عجله برخی مسئولان در قضاوت کردن این واکنشها را ایجاد میکند» | |
![]() |
|
سینمای ما- با وجودی که خبر احتمال توقف نمایش سریال «ساعت شنی» در سایت سینمای ما توسط تهیهکننده فیلم در خبرگزاری فارس تکذیب شد، این مجموعه شنبهشب هشتم دی از شبکه یک پخش نشد و به جای آن برنامهای در نقد و بررسی حواشی و جنبههای اجتماعی و پزشکی آن روی آنتن رفت. گزارش مهر از این برنامه را در زیر میخوانید: مجموعه «ساعت شنی»شنبهشب هشتم دیماه از شبکه یک پخش نشد و جای خود را به برنامه "ساعت شنی، یک بررسی" با حضور رئیس کمیسیون بهداشت مجلس و مدیر شبکه چهار البته به عنوان روانشناس داد. در این برنامه که اجرای آن را سونیا پوریامین به عهده داشت، دکتر امیدوار رضایی رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی و دکتر رضا پورحسین حضور داشتند و "ساعت شنی" را از ابعاد علمی پزشکی، روانشناختی، دراماتیک و ... تحلیل و نقاط برجسته انتقادهای مطرحشده درباره آن را بررسی کردند. پوریامین ضمن اشاره به پرمخاطب بودن این مجموعه که به نوعی سلایق و علایق مردم را مورد توجه قرار میدهد، بحث را با طرح وظایف تعریف شده رسانه ملی و گزینههای پیش روی مسئولان برای رویکرد به معضلات اجتماعی آغاز کرد. گزینههایی که میتواند تلویزیون را به یک رسانه خنثی و بیدردسر بدل کند یا آن را به مثابه رسانه فعال همگام با تغییر و تحولات جامعه پیش برد. رضایی ضمن اشاره به سهل بودن کار تلویزیون در رویکرد خنثی به آسیبها و معضلات اجتماعی و پرداختن به سوژههای بیخطر فیلمها و مجموعههای خارجی، حضور در عمق مسائل مبتلا به جامعه را عملکرد برجسته رسانه ملی دانست. پورحسین هم دو موضع پیش روی رسانه ملی را اینگونه تشریح کرد: "من همیشه آسیبهای اجتماعی را به لکههای روی یک سیب مثال میزنم. تلویزیون میتواند این لکه ها را به طور کل نادیده بگیرد یا به دو شیوه به آن بپردازد. افراط در پرداخت با تدارک میزگرد، نشست و بحثهای اجتماعی و ... که به نوعی سیاهنمایی میانجامد یا حفظ تعادل در این نگاه." پورحسین ادامه داد: "تلویزیون به عنوان یک رسانه باید وظایف خود را در این حیطه مشخص کند. پرداخت با التهاب یا بیالتهاب یا به گفته دیگر هشدار یا طرح مسئله؟ موضوعات فرعی که در عرض مسئله "رحم جایگزین" در مجموعه "ساعت شنی" مطرح میشود، در بقیه مجموعهها هم هست ولی اینگونه مورد توجه قرار نمیگیرد. چون مسئله اصلی توجه به آنها را بیشتر می کند." مدیر شبکه چهار سیما درباره دراماتیزه کردن یک معضل اجتماعی در مجموعهها افزود: "دراماتیزه کردن یک سوژه اجتماعی کاری سخت اما پرنفوذ است. قصه باید به گونهای پررنگ باشد تا حتی تلخی آزاردهنده آن در مخاطب رسوب کند و بعد از طی مراحل لازم به ارائه راه حل و سرانجام برسد." رضایی درباره شیوه طرح آسیبهای اجتماعی و شیوع و اثرگذاری آن در "ساعت شنی" گفت: "برنامهسازان میبایست عوامل تأثیرگذار را در این شیوع مطرح و سپس بنا به تخصص و توانایی خود اولویتبندی میکردند و به عامل اصلی این آسیبها که شکاف طبقاتی است، میپرداختند. داستانهای اینچنین باید جامعهنگر باشند و کارشناسی وسیعتر روی مسائل مطرح شده در آنها انجام شود. عوارض آنها بر جامعه باید به گونهای پیشبینی شود که درام با کمترین آسیب بیشترین سود را به جامعه بدهد." رئیس کمیسیون بهداشت مجلس در ادامه صفشکنی مجموعه "ساعت شنی" را ارج نهاد و اضافه کرد: "برنامهسازان باید به ایرادهای کار واقف شوند و از حساسیتهای جامعه که طیفهای مختلف را به واکنش واداشته، آگاه باشند. در عین حالی که این واکنشها نمیتواند اصل قضیه را زیر سئوال ببرد و لازم است به چنین مسائلی پرداخته شود. " پورحسین با نسبت دادن واکنشهای اخیر به "ساعت شنی" به برخی مسئولان و نه عامه مردم گفت: "مشکل از بدنه مردم نیست، عجله برخی مسئولان در قضاوت کردن این واکنشها را ایجاد میکند. تماشای کار درام سواد بصری میخواهد، باید تن به تعلیق داد و با ماجرا همگام شد. وگرنه میتوان برای طرح چنین مسائلی میزگرد گذاشت و اتفاقاً به ارائه راه حل هم رسید، گرچه تأثیرگذاری آن معلوم نیست." وی با مثال آوردن از برخی مجموعههای ماه رمضان که با پخش چند قسمت با واکنش مواجه شدند و در پایان رضایت همه را جلب کردند، افزود: "با دیدن یک قسمت از مجموعه نباید فکر کنیم جامعه دگرگون میشود. باید برای تماشای مجموعهها صبر داشت. حکمت 13، 26، 52 و ... قسمتی بودن مجموعهها هم همراهی با مخاطب در یک فصل یا بیشتر است تا با این همراهی مداوم، کار به سرانجام برسد. درگیر کردن ذهن مخاطب، یک هنر است." پورحسین با اشاره به اینکه "ساعت شنی" نخستین مجموعهای است که به طور خاص به زنان اقشار مختلف جامعه میپردازد، اضافه کرد: "هنوز برای قضاوت کردن درباره این مجموعه زود است. همه کاراکترها هنوز به خوبی معرفی نشدهاند و باید این سیر تکامل با همراهی مخاطب طیشود. اتفاقاً برخلاف آنچه به نظر میآید، "ساعت شنی" پایان خوش دارد." رئیس کمیسیون بهداشت مجلس در پاسخ به گفتههای پورحسین که مخاطب باید به طور مداوم با مجموعهها همراه شود، گفت: "نمیتوان همه را مجبور به پیگیری یک مجموعه کرد. برخی به خاطر محدودیت شغلی و ... به طور نامنظم این مجموعهها را دنبال میکنند. یک پروژه بزرگ باید بتواند در قطعات خُرد هم تصویری کامل از کلیت کار ارائه دهد و منفک از هم نباشد." وی ادامه داد: "آماری که از تأثیرگذاری برنامههای خشن تلویزیون بر مخاطبان و ارتباط آن با انجام جرم در آمریکا انجام شده، نشان میدهد همواره دو رویکرد به این برنامه ها وجود دارد. اکثریت با دیدن این برنامهها متنبه می شوند و در عین حال پیامی برای آنها دارد. اما عده کمی هم به انجام آن جرم تشویق میشوند و در واقع بستری آماده برای انجام جرم فراهم شده است. نمیتوان جامعه را با بایدهای خود اداره کرد. " رضایی نقد خود را بیش از هر چیز به نحوه ارائه موضوع حساس "رحم جایگزین" در کنار دیگر آسیبهای اجتماعی مطرح کرد و افزود: "در این مجموعه یک موضوع پراهمیت و تخصصی در کنار آسیبهایی مطرح میشود که میتوانست اینگونه نباشد. "رحم جایگزین" مانند یک شوک عمل میکند، چون راه حلی طلایی است که مشکلات علمی، شرعی، فناوری و ... آن حل شده و با توجه به اهمیت موضوع میتوانست بهتر، مثبت تر و اثربخش تر مطرح شود، چون به باورپذیری آن در جامعه نیاز داریم." وی نوع پرداختن به این موضوع را به عنوان اولین راه حل در مجموعه مناسب ندانست و گفت: "انگیزههای لازم برای رفتن سراغ موضوع "رحم جایگزین" به عنوان یک راه حل تازه و چگونگی طی کردن دیگر مسیرها برای درمان نازایی، از وجوهی است که در "ساعت شنی" به آن پرداخته نشده و این مسیر طی نمیشود. به علاوه اینکه برای این کار باید شرایط خاص داشت، "رحم جایگزین" اولین راه برای هر زوج نازا نیست." بخش دوم نشست نقد و بررسی مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" شبهای آینده از شبکه اول سیما پخش میشود. این مجموعه با موضوع رحم جایگزین به نویسندگی احمد رفیعزاده و کارگردانی بهرام بهرامیان با بازی داریوش ارجمند، رویا نونهالی، بیژن امکانیان، نسرین مقانلو، مهراوه شریفینیا، کمند امیرسلیمانی، برزو ارجمند و ... روزهای زوج روی آنتن شبکه یک میرود. منبع خبر : مهر | |
| وقتی ماریا، بانوی زیبای من باشد" / یادداشتی بر فیلم عاشق ساخته افشین شرکت | |
![]() |
|
سینمای ما - ندا میری: نمی دانم مشکل از ماست که هنوز به باز شدن گره های داستان به این صور ابتدایی عادت نکرده ایم، یا در شخصیت پردازی فیلم "عاشق" ضریب هوشی، عنصر فراموش شده ای بوده است. فرض کنید که در خانه تان را بزنند و شما هم یک مهندس متمول با فرهنگ! باشید که می خواهید دسته گل های تان را به سرکار خانم پرستاری بسپارید که حتی به خودش زحمت نمی دهد گویش درب و داغان کوچه بازاری اش را ذره ای پنهان کند. اینجا هنوز از عشق و عاشقی هم خبری نیست و جناب آقای مهندس به زحمت حتی نیم نگاهی به این پرستار 38 ساله! می کند. یک پرستار قلابی با یک معرفی نامه قلابی به همین سادگی استخدام می شود. (هنوز نکته اش را نگرفته اید؟ اینجا با کلی ماجرا و آدم قلابی طرفیم. خب این یک نسخه قلابی از شاهکار رابرت وایز، آوای موسیقی است! ) هانیه توسلی در نقش گوگو (اکرم صادقی) آغاز دلگرم کننده ای ندارد. هرچند که با پیش رفتن فیلم و تبدیل شدن اش از گوگوی دزد و ولگرد به خانم صادقی پرستار، توسلی کم کم باور پذیر تر می شود به قول خودمانی تر اش نقش بیشتر روی اش می نشیند. مسئله این است که هر آدمی به یک دلیل و عذر و بهانه ای راهی سینما می شود. اصلا دلیل گزینش فیلم برای دیدن هم به همین دلایل وابسته است. اما دیدن آخرین فیلم افشین شرکت انواع و اقسام آدم ها را نا امید می کند. مشتری های آخر هفته ای سینما که آمده اند چیپس و پفکی بزنند و دور همی و غشغشه ای، سر خورده تر از سینما رو های حرفه ای از در سالن خارج می شوند. از بس که "عاشق" از دیالوگ خوب (ترجیحا متوسط) و نمک و شیرینی بجا بی نصیب است. تا جایی که حتی نمی تواند یک خنده نصف و نیمه از مخاطب اش بگیرد. تماشاگرهای جدی تر، مطمئنا تجربه این همه قطع بی موقع و بی جا در یک فیلم را ندارند. تراولینگ دوربین در بعضی صحنه ها بیشتر از دیالوگ ها (که البته قرار بوده بامزه باشند) تماشاچی را به لبخند وا می دارد. نور پردازی و فیلمبرداری عاشق اینقدر نا امید کننده هست که دیدن نام تورج منصوری به عنوان مدیر فیلمبرداری در تیتراژ پایانی میخکوبمان کند. و اما موسیقی! به نظر شما از فیلمی که قرار است اقتباس آزادی باشد از آوای موسیقی، اولین توقع من بیننده چه چیزی می تواند باشد؟ " دو، آهوی کوهی، آهوی کوهی ماده، ر، قطره ای از خورشید، می، حرفی که اسم من با اون شروع می شه، فا، راه، یک راه طولانی برای دویدن، سل، سوزنی که نخ ازش می گذره، لا، نتی که دوختن رو دنبال می کنه، سی، یک چایی با نون و مربا، حالا دوباره از اول .." خاطرتان هست؟ ماریای عزیز آوای موسیقی در فضای آزاد با بچه های شیطان و سر به هوای کاپیتان زمزمه می کرد. 40 سال گذشته و این آواز ها هنوز بخشی برجسته از خاطرات ما هستند. متاسفانه موسیقی "عاشق" یک نا امیدی کامل است. کاش حداقل عوامل فیلم، ماجرای این اقتباس را به روی خودشان نمی آوردند. (اینقدر شباهت های "عاشق" با "آوای موسیقی" در سطح و البته خام مانده اند که مطمئنا اگر این یادآوری نبود، کمتر کسی نکتهاش را می گرفت!) این که عاشق چقدر در رعایت الزامات نخست یک اثر سینمایی ناتوان است و از ساده ترین مولفه های مورد نیاز بی بهره است، بحثی است که ترجیح می دهم از آن بگذرم. این که اگر4 تا بچه را به حال خودشان رها می کردیم که آوازی بخوانند و احیانا حرکات موزونی هم لحاظ کنند، حتما نتیجه کار از این ترکیب عجیب و غریبی که روی پرده می بینیم، خوش آیندتر می شد. (به حضور دختر بزرگ خانواده با دست و پایی بسته در صحنه های رقص جدا احتیاجی نیست). و یا حتی تحول این آدمها که هیچ دلیل درست و حساب ای ندارد و اگر هم دارد ما در لذت کشف و شهودش شریک نمی شویم. طراحی صحنه و طراحی لباس فیلم در حدی خنده دار از کار در آمده که نام مجید میرفخرایی هم هیچ کمکی به تعدیل نظر بیننده نمی کند. از تمام اینها بگذریم، مشکل من با "عاشق" افشین شرکت این است که اینجا ما با یک برداشت آزاد از "آوای موسیقی" طرف شده ایم. بی شک حتی کسانی که سر و سری با سینما هم ندارند، تجربه اشکها و لبخندها را از سر گذرانده اند. برداشتی که متاسفانه در نهایت بی سلیقگی و خامی مفرط صورت گرفته است. نکته اصلی "آوای موسیقی"، عشق است و تکاملی که ماریا را از عشق خام به طبیعت و موسیقی به عشق جا افتاده اش به کاپیتان و مفهوم خانواده می رساند. این که اثر رابرت وایز هنوز اینقدر زنده است، از داستان ساده اش نمی آید (با وجود فیلمنامه بسیار محکم اش)، از سکانس های محشر موزیکال اش و هزار و یک ویژگی منحصر به فردش نیز. ما در اثر رابرت وایز همراه با ماریا به مفهومی از عشق و تعالی که مهمترین نتیجه عشق است دست می یابیم. و این از چیدمان صحیح عناصر داستان و نشانه های آشکار و فلسفه عمیق پشت هر واقعه ناشی می شود. متاسفانه برداشت شرکت حتی اگر نام اش "عاشق" باشد از آن بی بهره است. تکرار یک داستان بدون آن ریزه کاری های دلچسب و بازسازی مضحک چندین سکانس جاودان (که البته بیشتر شبیه شوخی های سینمایی از کار در آمده اند) قطعا برای ساختن یک فیلم قابل تحمل یکی، دو ساعته کفایت نمی کند. ماجرای این اقتباس چیزی در حد همان ادای دین ها و برداشت های مکرر کارگردان از فیلمهای مطرح دیگر سینماست. ایرج نوذری دسته گل به دست از نرده های خانه هانیه توسلی بالا می رود و با یک صراحت لهجه مثال زدنی ابراز عشق می کند. (ریچارد گیر "زن زیبا" را که از یاد نبرده اید؟) ماجرای بانو شدن این گوگوی خوش سر و زبان هم که مایه هایی از سیر تکامل آدری هپبورن بی همتا در "بانوی زیبای من" می زند. فیلم افشین شرکت همان تشخص، اصالت و عمقی را ندارد که تک تک این فیلم ها را به آثار ماندگاری بدل کرده است. در هر حال، دیدن "عاشق" دو تا حسن بزرگ دارد، یکی "کیانوش گرامی" با سر طاس و سبیل کلفت که حسابی از تماشاچی دلبری می کند و به دل می نشیند. دوم این که بعد از تماشای فیلم افشین شرکت و رسیدن به خانه، بعد از سال ها غفلت شاید، DVD "آوای موسیقی" تان را که مدتی است گوشه ای خاک خورده است، بر می دارید و با فشردن دکمه Play دنیای جذابی را که ارنست لمن، رابرت وایز، ایروین کاستال، جولی اندروز، کریستوفر پلامر و .... برای تان تدارک دیده اند، دوره می کنید. کافی است تنها گریزی به مونولوگ جولی اندروز در یکی از سکانس های به یاد ماندنی فیلم بزنید. در حالی که لباس خواب پوشیده، روی تخت اتاق اش لم داده است و در حال یک گپ زدن اساسی با خداست: "خدایا! حالا فهمیدم چرا منو به اینجا فرستادی، برای اینکه این بچه ها رو برای روبرو شدن با مادر جدیدشون آماده کنم. من از تو می خوام که لطف خودت رو شامل حال این خانواده بکنی. خدایا، کاپیتان رو رستگار کن. خدایا، لیزل رو رستگار کن. خدایا، لوییزا، بریژیتا، مارتا و گرتل کوچولو رو رستگار کن. اوه! اسم اون یکی پسر رو فراموش کردم. اسمش چی بود؟ خدایا اون پسری رو هم که اسمش رو فراموش کردم رستگار کن ..." آمین! منبع خبر : سینمای ما | |
براساس نظر سنجیهای اخیر، انیمیشن «قطار سریع السیر قطبی» در صدر ۲۵ فیلم برتر کریسمسی تاریخ سینما قرار گرفت.
به نقل از سایت خبری MOVIEFONE ، براساس نظرسنجیهای اخیرا اسامی ۲۵ فیلم برتر تاریخ سینما با موضوع کریسمس به شرح زیر اعلام شد:
۱. انیمیشن زنده «قطار سریعالسیر قطبی» محصول ۲۰۰۴ با بازی «تام هنکس» و کارگردانی «رابرت زمهکیس»
۲.«ما فرشته نیستم» محصول ۱۹۹۵ با بازی «همفری بوگارت» و کارگردانی «مایکل کورتیز»
۳.«سرود کریسمس موپت» محصول ۱۹۹۲ با بازی «مایکل کین»
۴.«کریسمس مبارک» محصول ۲۰۰۶ به کارگردانی «کریستین کاریون»
۵.«موجودات خیالی» محصول ۱۹۸۴ به کارگردانی «جو دانته»
۶.فیلم کمدی «بابا نوئل» محصول ۱۹۹۴ با بازی «تیم آلن»
۷.«بابانوئل بد» محصول ۲۰۰۳ به تهیهکنندگی «برادران کوئن»
۸.«مرگ» محصول ۱۹۸۷ به کارگردانی «جان هیوستن» و بازی دخترش «آنجلیکا هیوستن»
۹.«مغازهای در گوشه و کنار» محصول ۱۹۴۰ با بازی زوج هنری «مارگارت سلیوان» و «جیمز استوارت»
۱۰.فیلم اکشن «جان سخت» محصول ۱۹۸۸ با بازی «بروس ویلیس»
۱۱.«عاشق حقیقی» محصول ۲۰۰۳ با بازی «نیام نیسون»
۱۲.«همسر کشیش» محصول ۱۹۴۷ با بازی «گری گرانت» و «لورتا یانگ»
۱۳.انیمیشن «کابوس پیش از کریسمس» محصول ۱۹۹۳ به کارگردانی «تیم برتون»
۱۴.«مسافرخانه هالیدی» محصول ۱۹۴۲
۱۵.«سرود کریسمس» مشهور به «اسکروج» محصول ۱۹۵۱
۱۶.«تعطیلات کریسمس نشنال لمپول» محصول ۱۹۸۹ با بازی «چوی چیس»
۱۷. فیلم کمدی «کودکان در سرزمین اسباببازی» محصول ۱۹۳۴ با بازی زوج هنری «لورل و هاردی»
۱۸.«تنها در خانه» محصول ۱۹۹۰ بهکارگردانی: کریس کلمبوس
۱۹.«کریسمس در ایالت کانکتیکات» محصول ۱۹۴۲
۲۰.فیلم کمدی «پری» محصول ۲۰۰۳ با بازی «ویل فرل»
۲۱.«کریسمس سفید» محصول ۱۹۵۴
۲۲.«خسیس» محصول ۱۹۸۸ با بازی «بیل مورای»
۲۳.«معجزه خیابان سی و چهارم» (در انگلستان مشهور به قلب بزرگ) محصول ۱۹۴۷
۲۴.فیلم «این یک زندگی شگفتانگیز است» محصول ۱۹۴۶
۲۵.«یک داستان از کریسمس» محصول ۱۹۸۳
منبع : خبرگزارى فارس
سایت خبری «پلتیکو» اسامی ده فیلم برتر سیاسی سال ۲۰۰۷ را اعلام کرد.
به نقل از سایت خبری پلتیکو، مهمترین اتفاقی که سال گذشته در هالیوود رخ داد، مبارزه میان انجمن فیلمنامهنویسان آمریکایی و استودیوهای هالیوود بر سر دستمزدهای آینده رسانههای جدید بود.
به گزارش این سایت خبری، اتقاق بزرگ دیگری که در این صنعت سینمایی به وقوع پیوست، ساخت فیلمهایی با موضوعات سیاسی بالاخص درگیریهای موجود در خاورمیانه از جمله جنگ عراق بود، آنچنانکه بیش از ۱۰ کمپانی بزرگ هالیوود، طی یک سال گذشته، توجه خود را به عراق، افغانستان و اماکنی مشابه معطوف ساختهاند، ولی اکثر این پروژه در گیشه با عدم موفقیت روبرو شدهاند.
بنابراین گزارش اگرچه جمع کثیری از ستارهها موفق هالیوود از جمله «تام کروز»، «مریل استریپ»، «ریس ویتراسپون»، «تام هنکس»، «جولیا رابرتز»، «آنجلینا جولی»، «تامی لی جونز» و «جیمی فاکس» در این فیلم هنرنمایی کردهاند ولی هیچکدام از این فیلمها حتی نتوانستند مبلغ سرمایهگذاری شده را به تهیهکنندگان پروژه بازگردانند.
سایت «پلتیکو» در ادامه ده فیلم برتر سیاسی سال را به شرح زیر اعلام کرد:
۱. «افقی بدون انتها» به کارگردانی «چارلز فرگوسن»، این فیلم مستندی است درباره اشتباهات آمریکا در رابطه با عراق.
۲. فیلم آلمانی «زندگی دیگران» به کارگردانی «فلورین هنکل فون دونرسمارک»؛ این فیلم که سال گذشته برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد، داستان شخصی است که بعنوان جاسوس انتخاب میشود تا زندگی یک زوج مشکوک به فعالیتهای ضد دولتی را به طول کامل تحت نظر بگیرد و او ناخودآگاه در این میان از نظر عاطفی با این زوج درگیر میشود.
۳. «نقض عهد» با بازی «رایان فلیپه» و «لورا لینی»، این فیلم داستان یکی از ماموران جاسوسی شوروی سابق است که برای سالیان متمادی با هویتی مخفی در این آژانس جاسوسی داشته است.
۴. «سیکو» به کارگردانی «مایکل مور»، «مور» در این مستند سیستم بیمار بهداشتی آمریکا را مورد نقد قرار داده است.
۵. «در دره اله» به کارگردانی «پل هگیس» و بازی «تامی لیجونز» و «سوزان ساراندون»، این فیلم داستان سربازی آمریکایی است که کمی پس از بازگشت از جنگ عراق توسط همرزمان خود به قتل میرسد و پدر و مادر او در مسیر تحقیق درباره قتل فرزندشان پرده از رازهایی تلخ دررابطه با جنگ عراق برمیدارند.
۶. فیلم «قلمرو» با بازی «جیمی فاکس»، این فیلم درباره یک تیم از ماموران افبیای است که به منظور حل یک عملیات تروریستی بمبگذاری به عربستان سفر میکنند.
۷. «قلب مقتدر» با بازی «آنجلینا جولی» و کارگردانی «مایکل وینترباتوم»، این فیلم براساس داستان واقعی قتل «دنی پیرل»، روزنامهنگار آمریکایی در پاکستان ساخته شده است.
۸. انیمیشن ضد ایرانی «پرسپولیس» به کارگردانی «مرجانه ساتراپی»، این فیلم داستان دختربچهای ۱۴ ساله است که در جریان وقوع انقلاب اسلامی ایران نمیتواند خود را با فضای جدید انقلاب تطبیق داده و توسط خانوادهاش به فرانسه فرستاده میشود.
۹. «جنگ چارلی ویلسون» به کارگردانی «مایک نیکولز» و بازی «فلیپ سیمور هافمن»، بازیگر برنده اسکار، در این فیلم، نماینده مرموز مجلس امریکا, چارلی ویلسون (تام هنکس) و سایر متحدانش متفق القول به این نتیجه می رسند که موفقترین نقشهشان، مسلح کردن گروه مجاهدین در جنگ بین افغانستان و جماهیر شوروی بوده است.
۱۰. «اولتیماتوم بورن»، با بازی «مت دمون»، در این فیلم «جیسون بورن»، شخصیت اصلی فیلم از سوی کسانی که در CIA او را برای آدم کشی تربیت کرده اند، تحت تعقیب است. او که هنوز از فراموشی رنج میبرد، موفق میشود تا هویت واقعی خود -دیوید وب- را کشف کند. اما کاملاً از آن چه بر سرش آمده، اطلاعی ندارد.
منبع : خبرگزارى فارس



